دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

elearning ( مهندسی کامپیوتر - نرم افزار )


شهید مسعود آخوندی، دانشجوی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان، فرمانده گردان خط شکن یا زهرا(س) که در کربلای 5 با رمز یا زهرا(س) به آرزوی خود رسید و در شلمچه، کربلایی شد.
هم او که قبرش با بقیه متفاوت است که ظاهرش را ما درک می کنیم و مزید علتش این است که مادر بزرگوارش هر هفته نه با اشک شمع که با اشک دیده، غبار از مزار ملکوت آسایَش بر می گیرد.

زندگی نامه شهید مسعود آخوندی

کسی که مادر بزرگوارش او را در ماه مهمانی خدا برای همگان به ارمغان آورد و آنگاه بیاد آورد خوابی را که در شبی سیاه دور از هیاهوی روز دیده بود و قلبش در سینه لرزید که خداوند به او گلی سرخ عطا کرده و او باید پاس دارد این امانت را. چون تنها فرزند پسر خانواده و به قولی عزیز خانواده بود چون گلی زیبا با نرمی و لطافت پرورانده شد به طوری که هرگز قطره ی اشکی از چشمانش ریخته نشد. مادرش تا سن 7 سالگی چون مرواریدی در صدف از او مراقبت نمود و نگذاشت اندوهی بر قلب کوچکش جای گیرد. مسعود دوران ابتدایی خود را در دبستان تبریزی گذراند و بهترین نمرات را در این 5 سال کسب نمود.در سال آخر با شرکت در یک مسابقه دینی توانست افتخار بزرگی بدست آورد.سپس با فکری روشن و آگاه، آگاه تر از آنچه باید باشد، پا به دوران راهنمایی گذاشت و با موفقیت این دوره را طی کرد.سپس در دبیرستان حکیم سنایی به تحصیلات خود ادامه داد.چون بهترین دانش آموز دبیرستان بود و نمونه تریین آنها در اخلاق،همیشه از طرف مسولان دبیرستان مورد تشویق زیاد قرار می گرفت. مسعود از بچگی علاقه زیادی به نماز و عبادت داشت، هر چه داشت به دیگران نیز می داد و همیشه خنده بر لبانش بود.

سال اول دبیرستان مسعود، همراه با شروع انقلاب در ایران بود، روزها در راهپیمایی ها شرکت می کرد و شب ها در رزم های شبانه. او همراه با این مبارزات روز به روز بر مطالعاتش می افزود. در مبارزه با گروه های ملحد و ضد انقلاب نقش فعالی داشت.

از همان ابتدای شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت؛ فرزندی که تمام خانواده او را به چشم دیگری نگاه می کردند، هر چه می خواست برایش آماده بود و خانواده از اندک چیزی در حقش دریغ نمی نمود. شاید وجدانش قبول نمی کرد که عملیاتی صورت بگیرد و او در آن شرکت نداشته باشد. تا اینکه در سال 61 در شلمچه مجروح گشت واین تنها زخم او نبود زیرا غم از دست دادن بهترین یارش نیز بر قلبش جای داشت و شهادت غلامحسین حافظی دوستی که سال ها با او همراهی داشت مسعود را سخت تکان داد. او به خاطر رفتن به جبهه از تحصیلات عقب مانده بود و در سال 61 تحصیلات متوسطه را پایان داد. سپس در رشته مکانیک -طراحی جامدات- در دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول به تحصیل شد و در کنار درس خود به فعالیت های اجتماعی و فرهنگی خود ادامه داد.

مسعود هم به جبهه می رفت و هم سخت مطالعه می کرد. فکر حضور در جبهه به عنوان وظیفه اصلی علی رغم علاقه و استعدادش در تحصیل او را برای مدتی از درس دور نگه داشته بود، به طوری که بدون توجه به مقررات سخت آموزشی دانشگاه در هر موقع از تحصیل که احساس نیاز می کرد یا حمله ای در پیش بود به یاری همرزمانش میرفت و با توانایی و قدرت مدیریتی که داشت نقش مهمی در پیشبرد اهداف دفاع مقدس ایفا کرد.

مسعود یکی از فعال ترین اعضای بسیج مردمی مسجد سجاد(ع) (واقع در میدان 25 آبان، میدان فاطمی سابق) بود.

شهید مسعود آخوندی در عملیات های فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، والفجرهای مقدماتی، یک، دو، چهار و هشت، خیبر، بدر، کربلای چهار و پنج شرکت نمود.

و سرانجام کسی که تمام دوران عمر یک لحظه آرام نداشت پس از پنجاه روز دوری از خانواده در حالی که فرماندهی گردان را بر عهده داشت در 20/11/65 در عملیات کربلای پنج به دیدار محبوبش نائل شد.

گوشه‌ای از وصیت‌نامه مسعود آخوندی:

ای جوانان، ای حزب‌اللهی‌ها، ای كسانی كه بیشترین زحمات را برای اسلام و انقلاب كشیده‌اید، مواظب شیطان‌های درونی و بیرونی باشید. مبادا هدف را خدای ناكرده گم كنید. هدف، بالاتر از این حرفهاست. این هواهای نفسانی را دور بریزید و سعی كنید در اعمال و رفتار و كردارتان اخلاص خدایی پیدا كنید، شجاع و قوی دل، پشتیبان ولایت فقیه و یاران با وفای او باشید و بدانید روزی در مورد یك یك حرفها و كارهایتان بازخواست خواهید شد.

 

دانشجویان و اساتید محترم دانشگاهی، بدانید اینكه شما می‌توانید آسوده به آموختن علم بپردازید و راحت به تحقیق مشغول باشید به آسودگی به دست نیامده، به جرات قسم می‌خورم در قبال فراهم آمدن این امكانات خون شهدای عزیز و گرانقدری بر زمین ریخته شده كه شاید شما تعداد كمی از آنها را بشناسید، پس زمان آن رسیده كه پی به مسولیت خودتان ببرید، به خدا قسم شما در كنار طلاب به گفته امام، مسئولترین افراد جامعه هستید، مواظب باشید فردای قیامت باید جوابگوی شهدا باشید.

 

باید به دستورات امام گوش فرا داده و فرامینشان را آویزه گوشهایتان قرار دهید، غرورهای درونی را دور بریزید، بنشینید با خود فكر كنید كه مبادا بی‌هدف درس بخوانید كه این بزرگترین گناه است.

 

ای برادران شما كه بهترین كارها را انجام می‌دهید، بكوشید اعمالتان را در راه خدا انجام دهید تا هم به ثواب آن نائل شوید و هم امام و امت از شما راضی باشند. بدانید فردای قیامت همین كسانی كه در كنار شما بوده‌اند جلوی شما را خواهند گرفت و از شما خواهند پرسید كه در مقابل خونهایی كه برای آسایش شما اهدا كردیم شما برای خدا و انقلاب چه كردید؟

 

بدانید ما حجت را بر شما تمام كردیم، ای استاد عزیز، ای كه در علم، استادش بودی، بكوش در درس خداشناسی و تقوی با او همكلاس شوی و بكوش استاد فرزندان این امت باشی، در هر زمینه؛ چه درس و چه تقوا. مسوولیت شما به عنوان سازندگان یك كشور بسیار زیاد است و اجرتان بسیار. از این نعمت الهی خوب استفاده كنید مبادا یادتان برود كه اینها شاگردان شما بودند كه شهادت را بر مقامهای دنیایی ترجیح دادند.

قسمتی از نامه شهید مسعود آخوندی به پدرش:

سلام بر پدر زحمتکش و فداكارم. من همیشه در مقابل زحمات شما شرمنده بوده و هستم، هرچند كه دلم می‌خواست در پیری عصای دست شما باشم؛ اما شوق به انجام وظیفه و ادای تكلیف و عشق به جهاد و كسب فیض شهادت مرا از همه چیز جدا كرده است. پدرم! از شما در همه‌ مواردي‌ كه‌ قصور كرده‌ام‌ حلاليت‌ مي‌طلبم، اميدوارم‌ خداوند در روز قيامت‌ كمك‌ كند تا شرمندگي‌هاي‌ دنيا را جبران‌ كنم! 18/9/65، جبهه‌هاي‌ جنوب‌

اگر بر سر مزارش حاضر شدید، ما را فراموش نکنید.

شادی روح تمامی شهدا صلوات

+ نوشته شده در  2012/1/3ساعت 22:42  توسط حسین غلامرضائی  |